آزاده باش باری اگر دین نداشتی....

سلام

بخوانید از کسی که عشق را مشق می کرد،

                                         از قیصر امین پور:

 

 

و قاف

حرف آخر عشق است

آنجا که نام کوچک من

آغاز می شود

 

***

من با دهان مرثیه می خوانم:

ای کاش عاشقان تو می ماندند

و اسب هایشان را

                       -آن گونه با شتاب-

در امتداد جاده نمی راندند!

 

من

در سوگ خویش مرثیه می خوانم:

ای کاش

آن گونه عاشقانه نمی خواندند!

آن گونه آسمانی

که بال های مرتعش ما را

دنبال بال خویش کشاندند!

اما

با حسرت رسیدن

در بال های کال

ما را به سوگ خویش نشاندند!

 

من با دهان مرثیه می خوانم:

ای کاش عاشقان تو می ماندند!

 

پ.ن:شرمنده تمام دوستانی هستم که می آند و سر میزنن.جواب همه داده خواهد شد اما تا پایان امتحانات فرصت آپ کردن نخواهم داشت.در آینده نزدیک دست پر خواهم آمد.

/ 0 نظر / 21 بازدید