پرنده ی سیا(ه).....

سلام

به بهانه ماه آخر پاییز و اینکه تا می تونید شاعرانگی کنید:

پاییز جان!چه سرد،چه درد آلود.

چون من تو نیز تنها ماندستی.

ای فصل فصل های نگارینم!

سرد سکوت خود را بسرائیم.

پاییزم!ای قناری غمگینم!

 

شاعرانگی ام:

تنها یی ام را

ها می کنم

روی التهاب پنجره بارانی؛

هر سه می گرییم.

×××××××××××

پ.ن:امروز جشن فارغ التحصیلی گرفتیم.نقطه،ته خط....

پ.ن امروز:واقعا نفسم بالا نمیاد....ن ف س م.....

/ 36 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م.کوچک

آرزو کردم اسطبل بودم تنها اسب ها را در من نگه می داشتند نه سوار می شدم نه سواری می دادم... ================ سلـــــــام[گل]

عطایی

سلام خانم مهدوی امیدوارم سلامت باشی پاییزم ! ای قناری غمگینم! فارغ التحصیلی هم مبارکه دعوتی به غزل_قهوه دست به نقد بیا ممنون[گل]

عطایی

سلام عذر میخوام بخاطر همه کاستی هایی که اسباب زحمت دوستانه ولی چون این دومین باره که نمیدانم چرا تمام کدهای پیچک از وبم بی دلیل پاک شدند و مجبور به عوض کردن قالب شدم. بازم ممنون [گل]

مسعود جعفرزاده

درود. ممنون از حضور و نظر سبزت. لینکتون کردم و بازم منتظر حضورتون هستم. [گل]

دایگودو

تو سالها رویای سپید کلاغی بودی که جغد شوم روزگار وصال را به دست پرستوی مهاجر سپرد...! دایگودو

دایی

لحظه دیدار نزدیک است آی نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ های نپریشی صفای زلفکم را دست وآبرویم را نریزی دل ای نخورده مست لحظه دیدار نزدیک است دیدم که اخوان رو می خونی این شعر م همینجوری فی البداهه اومد

دایی

1- وسط ترم تحصیلی جشن فارغ التحصیلی گرفتین برای خودتون که چی ؟!!تازه نزدیک محرم الحرام!!! 2- بقول قرایتی نباید بگیم فارغ التحصیل شدیم چون فقط زنا وقتی زایمان میکنن فارغ میشن! از علم آموزی فراغتی نیست!برو فوقتو بخون بچه!! 3- من دوست دارم هزار هزار تا اینا همش شوخلق بود مبارک باشد این جشن فراغت!!!

باران

صبح شب یلدا تولد وبلاگ باران است با احترام دعوتید

رویای خیس

سلام دوست من خودم را به دست سرنوشت می سپارم ..// دلم را به باد خواهم سپرد ..// دستم را به دوست که دلگرمش کنم ..// و پریشانی ام را به خواب میدهم ..// نگاهم را به آسمان و گریه هایم را به بستر ..// خنده هایم را به دیگران که شادشان کنم ..// هیچ نصیب خودم نخواهد شد ..// جز خاطراتی که یادشان هم درد دارد .! // بدرود [بدرود]