سال نو که می گفتن این بود؟؟؟؟؟

درود

حسم را بخوانید از شاملوی بزرگ:

بیتوته ی کوتاهی ست جهان

در فاصله ی گناه و دوزخ

خورشید

هم چون دشنامی بر می آید

و روز

شرم ساری جبران ناپذیری ست.

آه

پیش از آنکه در اشک غرقه شوم

چیزی بگوی

درخت،

جهل معصیت بار نیاکان است

و نسیم

وسوسه ای نابکار.

مهتاب پاییزی

کفری ست که جهان را می آلاید.

چیزی بگوی

پیش از آنکه در اشک غرقه شوم

چیزی بگوی

هر دریچه ی نغز

بر چشم انداز عقوبتی می گشاید.

عشق

رطوبت چندش انگیز پلشتی ست

و آسمان

سرپناهی

تا به خاک بنشینی

و بر سرنوشت خویش

گریه ساز کنی.

آه

پیش از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگوی،

هرچه باشد

چشمه ها

از تابوت می جوشند

و سوگواران ژولیده آبروی جهان اند.

عصمت به آینه مفروش

که فاجران نیازمندتران اند.

خامش منشین

خدا را

پیش از آنکه در اشک غرقه شوم

از عشق

چیزی بگوی!

پ.ن:گویا باید سال نو رو هم تبریک گفت.مبارکتون باشه سال جدید....

/ 7 نظر / 17 بازدید
دختر سنگ

چه عجب بعد از یک ماه تونستی به من هم سر بزن

اکرم حیدری

سلام وبلاگ ِ سنگریزه با 2 غزل به روز شد اکرم حیدری/ رشت اردیبهشت 92

حسن

سلام دوست من بعد مدتها قلمم بر روی کاغذ لغزید و سیاهه ی به یادگار گذشت با خوانشتان مرا خوشحال کنید

م.نهانی

با درود. آدرس وبلاگ جدیدم: پروانه های کهربایی www.mimnahani.blogfa.com لطفا در لیست پیوندهایتان آدرس قبلی را تغییر بدهید. صمیمانه سپاسگزارم. پاینده باشید.

بهروز

داداش وبلاگ قشنگی داری [ناراحت][ناراحت] اگر با تبادل لینگ موافق هستی خبرم کن

مژده

عالی بود![گل]