عیدانه

سلام

عیدتون مبارک....

غزلی بخوانید از حسین منزوی:

قصد جان می کند این عید و بهارم بی تو

این چه عیدی و بهاری ست که دارم بی تو

گیرم این باغ گلاگل بشکوفد رنگین

به چه کار آیدم ای گل!به چه کارم بی تو؟

با تو ترسم به جنونم بکشد کار،ای یار

من که در عشق چنین شیفته وارم بی تو

به گل روی تواش در بگشایم ورنه

نکند رخنه بهاری به حصارم بی تو

گیرم از هیمه زمرد به نفس رویانده ست

باز هم باز بهارش نشمارم بی تو

با غمت صبر سپردم به قراری که اگر

هم به دادم نرسی،جان بسپارم بی تو

بی بهارست مرا شعر بهاری،آری

نه همین نقش گل و مرغ نیارم بی تو

دل تنگم نگذارد که به الهام لبت

غنچه ای نیز به دفتر بنگارم بی تو

پ.ن ١:انتخاب این شعر مناسب حال و هوای این روزهامه!ناراحت

پ.ن٢:یه نمره ناپلئونی گرفتم از درس آمار استنباطی!ناراحت

پ.ن٣:کلی کار اداری اعصاب خرد کن دارم برای دانشگام!ناراحت


/ 38 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

باز کبوتر دلم پر زده در هوای تو می کشدم زهر طرف جاذبه ی وفای تو در سفری دوباره ام سوخته چون ستاره ام آه که آتش درون شعله زد از نوای تو گر چه جوان دویده ام پیر به تو رسیده ام تا به کجا کشد مرا غربت ماجرای تو ساز دل شکسته ام مویه زداغ می کند بغض زمان گرفته از کریه ی بی صدای تو در شب بی خروش من چنگ غریب عشق کو تا به نوای غم زند نغمه ی آشنای تو بر سر سجده گاه دل سوخته جان نشسته ام تا دم آخرین نفس بر لب من دعای تو قصه ی نا تمام دل با تو تمام می شود شاخه ی سبز آرزو گل دهد از صفای تو دست خیالی خرد خوشه ی گل سبد سبد چیده زباغ آسمان شب همه شب برای تو عطر ترانه های تر شعر نگفته ی سحر داشت نسیم خوش خبر از گل گفته های تو ای همه آرزوی من خوب فرشته خوی من شاخ بهشتی غزل ریخته گل به پای تو «من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان قال و مقال عالمی می کشم از برای تو» [گل]

محمدرضا

سلام. خیلی ممنون که اومدی ویلاگم. و ممنون از نظرت زیبات!

سیداشکان خطیبی

سلام ممنون از دعوتتان و آمدنتان لینک را عوض می کنیم اماهمان لینکی که برایم گذاشته اید خوب است... در پناه باران[گل]

محمد

گريزانم وتنها د رسراي غم كمربشكسته درماتم نشسته دركنارسايه د يوار نويسم آنچه رابگذشت زمان بگذشت . شادي رفت كجا شادي ؟ كدامين عشق ؟ همه روياي شبهاي فراموشي دلم ويران هزاران غم درون سينه بشكسته وتاريك سرايد قصه هاي تلخ خاموشي كنون تنها گريزان ازنواي عشق زپشت ميله هاي سرد نگاهم انتظار سايه اي ازمرگ وخاموشي وتوتنها بسان من کنارپنجره تنها نشسته باهزاران غم زدست نامرادیها زدست بی وفائی ها که برما این چنین کردند واین افسانه ها با شد[گل]

محمد

سلام آزاده مهربونم عصرتون بخیر منتظر غزلی زیبا از شما هستم.[گل]

محمدرضا

سلام. مرسی که اومدی و خوشحالم کردی! ایشالله زودی گواهینامه تو میگیری! زودی هم آپ کن ! فعلا بای!

محمد

سلام دوست مهربونم شبتون بخیر بروزم و مشتاق حضور سبز و مهربان شما بزرگوار نجیب هستم.[لبخند][گل]

محمد

[گل][لبخند][لبخند][گل]