دلتنگی...

بی سلام

بی مقدمه

دلتنگی ای که آغاز شد و داریوشی که همراه بود.زمزمه کنید:

طعم خیس اندوه و اتفاقه افتاده

یه آه...خداحافظ،یه فاجعه ساده

خالی شدم از رویا،حسی منو از من برد

یه سایه شبیه من پشت پنجره پژمرد

ای معجزه خاموش یه حادثه روشن شو

یه لحظه،فقط یه آه،هم جنس شکفتن شو

از روزن این کنج خاکستری پرپر

مشغول تماشای ویرون شدن من شو

برگرد به برگشتن از فاصله دورم کن

یه خاطره با من باش،یه گریه مرورم کن

از گرگر بی رحم این تجربه من سوز

پرواز رهایی باش به ضیافت دیروز

به کوچه که پیوستی شهر از تو لبالب شد

لحظه، آخر لحظه،شب ،عاقبت شب شد

آغوش جهان رو به دلشوره شتابان بود

راهی شدنت حرف نقطه چین پایان بود

ای معجزه خاموش یه حادثه روشن شو

یه لحظه،فقط یه آه هم جنس شکفتن شو

از روزن این کنج خاکستری پرپر

مشغول تماشای ویرون شدن من شو....

 

 

/ 11 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مبینا و محسن

سلام گلم.خوبی؟؟؟/وبلاگت عالیه دمت گرم عزیزم یه چت روم تازه ساختم.چت روم خوب و پاکیه خیلی خوشحال میشم بیای و اونجا رو به دوستات هم پیشنهاد بدی.اگه لینک هم کنی آدرس چت روم رو ممنون میشم حتما بیای تا با کمک هم اونجا رو شلوغش کنیم هاااااااااا قربونت برم.تو چت روم منتظرتم.حتما جیگر.فعلا[بدرود]

paria

salam webeton alie age ba tabadole link moafeghid mano ba fariadhaie khamosh link konid vabe man khabar bedid

paria

salam webeton alie age ba tabadole link moafeghid mano ba fariadhaie khamosh link konid vabe man khabar bedid

حسرت باران

سلام دوست نازنینم با افتخار دعوتید به خواندن چند شعر نوشيدن شعر بر كرانه ی جهان چون مسافري كه از راه دوري آمده و در كناره ی آبادي چشمه را يافته است