سلام

غزلی بخوانید:

 

باران که هم آواز ناله ی  سنگ است

با ساز من امشب چه خوش هماهنگ است

با کوچ تو آری به جای آن همه عشق

در قلب من انگار کوهی از سنگ است

این غده ی بدخیم را علاجی نیست

کو چاره ی مرگ؟که زندگی ننگ است

هر چند غزل وصف رسیدن بوده است

در وصل به تو پای این غزل لنگ است

من مانده که بغضش چه ناگهان ترکید!

گویی دل باران به یار خود تنگ است

در بوسه ی باران و اشک می گوییم:

تا مرز رسیدن هزار فرسنگ است

 

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرستو

غزل زیبایی بود موفق باشید[گل]

باراني

سلام آزاده عزیز [گل] غزل زیبایی بود... مخصوصا دو بیت آخر [لبخند][گل]

باراني

ممنونم آزاده عزیزم [گل] خیلی به من لطف داری مهربون [خجالت][گل]

فرشته بیکار

ترور نمایشی، آخرین دست و پا زدن برای مظلوم‌نمایی احمدی‌نژاد http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=8780 به همه اطلاع دهید این خبر را در وبلاگتان منتشر کنید برای خواندن خبر به نشانی بالا یا به وبلاگ فرشته بیکار www.fereshtebikar.persianblog.ir مراجعه کنید ....

سیدجبار

سلام - خوبین شما ؟ چه خبر ؟ آره عزیز جان - البته الان وظیفه ی ما سنگین تر میشه

نسرت

زیبا نوشتی.چشمای منم سبزه.راستی اگر سیاسی مینویسی با تبادل لینک موافقی؟

نسرت

زیبا نوشتی.چشمای منم سبزه.راستی اگر سیاسی مینویسی با تبادل لینک موافقی؟

باراني

سلام آزاده عزيزم [گل] روزت بخير و شادي مهربونم... [قلب][گل]

باراني

سلام آزاده عزيزم [گل] خدا رو شکر که من روانشناسي نخوندم چون با همين سواد نصفه نيمه‌اي که دارم دائم دارم خودم رو تحليل مي‌کنم!!! [ابله] خدا رحم کرده بهم [شوخی]